فال حافظ

فال حافظ

فاتحه اي چو آمدي بر سر خسته اي بخوان
آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و مي رود
اي که طبيب خسته اي روي زبان من ببين
گر چه تب استخوان من کرد ز مهر گرم و رفت
حال دلم ز خال تو هست در آتشش وطن
بازنشان حرارتم ز آب دو ديده و ببين
آن که مدام شيشه ام از پي عيش داده است
حافظ از آب زندگي شعر تو داد شربتم
لب بگشا که مي دهد لعل لبت به مرده جان
گو نفسي که روح را مي کنم از پي اش روان
کاين دم و دود سينه ام بار دل است بر زبان
همچو تبم نمي رود آتش مهر از استخوان
چشمم از آن دو چشم تو خسته شده ست و ناتوان
نبض مرا که مي دهد هيچ ز زندگي نشان
شيشه ام از چه مي برد پيش طبيب هر زمان
ترک طبيب کن بيا نسخه شربتم بخوان

تعبیر فال : رنج و زحمت زندگی، به یاری و کمک دیگران برطرف می شود. خود را تنها و بی یاور احساس می کنی. بهتر است با دقت و هوشیاری جوانب کارها را بسنجی تا رمز موفقیت را پیدا کنی. با سعی و اراده می توانی به هدف برسی.

برای گرفتن فال حافظ مجدد لطفا کلیک کنید.

Copyright © 2012 - 2019 | تمامی حقوق این وب سایت برای rieh.ir محفوظ است
طراحی و اجرا:rieh.ir